السيد الخميني
72
ديوان امام ( فارسى )
ميگُساران عاشقان روى او را خانه و كاشانه نيست * مُرغ بالوپر شِكسته فكر باغ و لانه نيست گر اسير روى اويى نيست شو پروانه شو * پايبَند ملك هستى در خور پروانه نيست مىگساران را دل از عالم بُريدن شيوه است * آنكه رنگ و بوى دارد لايق ميخانه نيست راه علم و عقل با ديوانگى از هم جُداست * بستهء اين دانهها و اين دامها ديوانه نيست مست شو ديوانه شو از خويشتن بيگانه شو * آشنا با دوست راهش غير اين بيگانه نيست